اما یه جایی دیگه واقعا میبری.مطمئن میشی که هیچ راه نجاتی نیست اینجاست که دیگه باید کوچ کنی به یه جای دیگه تا حداقل باقی عمرت رو تو کثافت زندگی نکنی. من نمیدونم "کارگر"به آرزوش میرسه یا نه.(اون طرفدار سوسیالیسمه) اون دوست داره سوسیالیسم در کشور ما شاید هم در کل دنیا حاکم بشه."هوشنگ" چی؟اون به آرزوش میرسه؟اون یه لیبراله.همه جا از لیبرالیسم میگه. من نمیدونم اصلا این نسخه ها برای کشور ما که یه ملت مذهبی داره و مذهب در گوشت و پوست این مردم ریشه دوونده جواب میده یا نه؟ اما من در مورد خودم مطمئنم که بالاخره یه جائی به آرزوم میرسم.نمیدونم کجا.شاید توی ایتالیا،شایدم توی ترکیه یا یه جائی همین دور وبرا مثل بحرین.شاید هم توی همین ایران خودمون.(خدا رو چی دیدید؟) من دنبال جایی میگردم که فارغ از این کلمات بتونم در کمال آرامش زندگی کنم. جایی که هیچ سایه ای بالای سرم نباشه.بخصوص سایه ولی فقیه. بنابراین من در عین حال که به لیبرالیسم،سوسیالیسم و...احترام میذارم فکر می کنم اینها هیچوقت در جامعه ما حاکم نمیشن و اگر هم بشن خودشون یه دیکتاتوری دیگه بوجود میارن.فقط تنها چیزی که با الان فرق میکنه اینه که سکس آزاد میشه و بس.شاید هم نشه!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:44 توسط سها
|

من یک لیبرالم سلام بر دوستان عزیز : من هوشنگ هستم.البته این اسم مستعارمه که اگه موقعیتش پیش اومد وجه تسمیه رو واستون توضیح میدم.یکی از مشکلات فرهنگی ما اینه که همواره به جای رقابت همو تخریب می کنیم که متاسفانه دوست من "سها" هم این مشکل رو داره.اصلا کلا مشکله.ولی من از طریق بیان خط مشی خودم با اون دو نفر رقابت می کنم چون قرار یه جورایی با هم رقابت کنیم. من یک لیبرال هستم.یک آزادی خواه طرفدار رفورمیزم و اصلاحات.من نمی دونم این چپ ها چی می خوان ؟! شوروی رو که متلاشی کردن حالا افتادن به جون ایران.اگه یک انقلاب چپ تو ایران اتفاق بیفته دیگه فاجعه تکمیل میشه و دیگه هیچ امیدی به آینده ایران نیست.اصلا می دونید طبقه کارگر یک ضد مفهوم که مارکس برای مقابله با طبقه حاکم ایجاد کرده . حالا هی بگید کارگر کارگر...ترجیح می دم بقیه نظراتمو در آینده از طریق مقالاتم بیان کنم.توصیف"سها" هم که دیگه قابل بیان نیست.فعلا توصیفات کارگر واسش کافیه.همه یک شعر گذاشتن من هم برای اینکه جمع پایدار بمونه یه شعر واستون می ذارم. "بی قلم نغمه مرغان سحر خاموش است در سراپرده شب عربده صیاد است گر شکستند قلم نیست شود آزادی دین و آیین و وطن در خطر و بر باد است "
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:55 توسط هوشنگ
|

سلام دوستان من کارگر هستم ،یه کارگر ساده من چپ هستم ، انقلابی ، خواستار برابری . این رفیقِ نارفیقِ نامردِ من " سها " هر چی می نویسه باور نکنید ، همش دروغه ،اینکه گفته راه من "راه نوش و راحت و شادی" هست همش دروغه ، این راه خودشه ، من یه انقلابی نترس هستم که دارم مبارزه می کنم برای آزادی و برابری ، تا پای جونم هم ایستادم ، چند وقت پیش هم گیر اطلاعاتی ها افتادم واسه همینه که همیشه می گم موبایلم کنترله ، این سها یه آدم ترسوی بزدله که توی تمام زندگیش فقط به یه چیز فکر می کنه اونم ... (اگر لازم شه بعدا می گم) هست و اصلا از آزادی و برابری و مبارزه هیچی حالیش نیست.فعلا ترجیح می دم در مورد هوشنگ چیزی نگم. یه شعر با حال هم میزارم براتون: فریاد من همه گریزِ از درد بود، چرا که من در وحشت انگیزترینِ شب ها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب می کرده ام. شاملو
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 23:24 توسط کارگر
|

سلام دوستان من سها هستم می خوام یه کم در مورد وبلاگمون براتون توضیح بدم: ما سه تا کرگدن تنها هستیم.البته من هنوز تنهای تنها نشدم.اما اون دوتای دیگه به دلیل یه سری مشکلات که نمی تونم بهتون بگم(یه موقع فکرنکنین مسئله عشقیه ها،نه اصلا مسئله این نیست...!!!)کاملا تنها هستن.دیروز صبح همین موقع ها توی مرکز کامپیوتر دانشگاه نشسته بودیم که خیلی اتفاقی یه فکر قشنگ به ذهن کثیفمون رسید.البته به دلیل اینکه ما یه سری آدم منطقی هستیم!!! خب حالا این شعرو بخونید تا بفهمین ما که و چه هستیم: « … سه ره پیداست. نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر، حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر. نخستین: راه نوش و راحت و شادی. به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی. دو دیگر: راه ِ نیمش ننگ، نیمش نام، اگر سر بر کنی غوغا، وگر دم در کشی آرام. سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام … » چاووشی - مهدی اخوان ثالث - فروردین ۱۳۳۵ خب،راه اول راه کرگدن یک(کارگر)هستش که همیشه فکر می کنه موبایلمون کنترله... راه دوم راه کرگدن سه(هوشنگ)(خیلی هم اسم زشتیه) هستش ... راه سوم راه منه(سها)که خیلی آدم گلی هستم. خب من دیگه باید برم.اون دوتا کرگدن زشت هم بعد(نمی دونم کی)میان براتون توضیحاتی رو ارائه میدن. بای بای
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:43 توسط سها
|
